یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۵
درس اخلاق | دو آفت بزرگ در کمین مدیران و مسئولان؛ جامعه اسلامی چگونه دچار آسیب می‌شود؟

حوزه/ از میان رفتن امانت و خشوع، دو آفت بنیادینی است که می‌تواند جامعه‌ای شکل‌گرفته بر پایه ایمان، مجاهدت و اهداف الهی را تهدید کند؛ آسیب‌هایی که با سوءاستفاده از مسئولیت‌ها و گسست رابطه دل‌ها با خدا آغاز می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، امانت‌داری تنها به بازگرداندن اموال دیگران محدود نیست، بلکه ادای حق مسئولیت‌ها و پرهیز از بهره‌برداری شخصی از قدرت و امکانات را نیز دربرمی‌گیرد. در کنار آن، خشوع مظهر پیوند قلبی انسان با خداوند و نتیجه ذکر حقیقی است. امام شهید؛ حضرت آیت الله شهید سیدعلی خامنه‌ای در بیان شرح حدیثی از حضرت رسول صلی الله علیه واله به این دو مسئله مهم اشاره کرده است که متن آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

«یَا أَبَاذَرٍّ، إِنَّ أَوَّلَ شَیْءٍ یُرْفَعُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ الْأَمَانَةُ وَالْخُشُوعُ».

به نظر می‌رسد این کلام نورانی، نه در مقام پیشگویی، بلکه در مقام بیان یک راز اجتماعی و یک سنت اجتماعی است. گویا می‌خواهد بفرماید هنگامی که جامعه‌ای با ویژگی‌های جامعه مدینه‌النبی و جامعه نبوی شکل می‌گیرد؛ جامعه‌ای که در آن ایمان، انگیزه، تلاش و مجاهدت وجود دارد، نخستین آفتی که در چنین جامعه‌ای پدید می‌آید، از بین رفتن دو ویژگی است:

یکی اینکه امانت از میان می‌رود

و دیگری اینکه خشوع از میان می‌رود.

وقتی به جامعه خودمان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این مسئله کاملاً قابل تطبیق است. امانت به این معناست که انسان آنچه را از ذخایر دنیوی و امکانات مادی در اختیار دارد، در مسیر حق مصرف نکند و در جایگاه واقعی خود به کار نبرد، بلکه از آن سوءاستفاده کند و امکانات را برای منافع شخصی و دنیای خود به کار بگیرد و از آن بهره‌مند شود. این همان عدم امانت است.

نباید وقتی گفته می‌شود فلان شخص امین نیست، تصور کنیم که منظور فقط این است که پولی را به او سپرده‌اند و او آن را به صاحبش بازنمی‌گرداند. این صرفاً مثال کوچکی از امانت و عدم امانت است. مصداق بالاتر آن این است که مسئولیتی را به انسانی بسپارند، اما او حق آن مسئولیت را ادا نکند و آنچه را که به اقتضای این مسئولیت باید به صاحبان حق برساند، به آنان نرساند؛ بلکه به فکر منافع خودش باشد و بخواهد از آن مسئولیت سوءاستفاده کند.

این مهم‌ترین، بزرگ‌ترین و روشن‌ترین مصداق عدم امانت است. کسی به حکومت می‌رسد، کسی به قدرت می‌رسد و کسی به مدیریت و مسئولیتی دست پیدا می‌کند؛ اما به‌جای آنکه از این موقعیت برای انجام وظیفه خود استفاده کند، آن را وسیله‌ای برای تأمین منافع شخصی خویش قرار می‌دهد. درحالی‌که این مسئولیت‌ها متعلق به ما نیستند و مال ما به شمار نمی‌آیند. این‌ها مأموریت‌هایی هستند که به ما سپرده شده‌اند تا کاری را انجام دهیم.

اگر من از این مأموریت، نه برای هدفی که این مسئولیت به خاطر آن به من واگذار شده، بلکه برای دستیابی به منافعی که به شخص خودم مربوط است، استفاده کنم، این همان مصداق نقض امانت است.

خشوع نیز مظهر رابطه انسان با خداست. بالاترین مرحله ذکرالله این است که دل انسان در برابر عظمت پروردگار احساس خشوع، فروتنی و ذلت کند. تحقق این حالت متوقف بر ذکر است و ذکر باید به‌صورت تام و تمام وجود داشته باشد تا خشوع برای انسان حاصل شود.

این هم آفت بعدی است؛ یعنی اگر رابطه دل‌ها با خدای متعال قطع شود، این دومین آفت پدید می‌آید.

این‌ها نخستین آسیب‌هایی هستند که ممکن است در یک مجموعه به وجود بیایند؛ مجموعه‌ای که اعضای آن بر اساس ایمان، به‌خاطر هدفی مشخص، وارد میدانی شده‌اند و راهی را آغاز کرده‌اند که هدف آن نیز الهی و معنوی است. اگر این دو خصوصیت، یعنی از بین رفتن امانت و خشوع، در چنین مجموعه‌ای به وجود بیاید، این بزرگ‌ترین آفت خواهد بود و از نخستین بلاهایی است که برای یک جامعه پیش می‌آید.

مشاهده و دانلود 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha